معين الدين محمد زمچى اسفزارى

مقدمه 4

روضات الجنات في اوصاف مدينه هرات ( فارسى )

زمانى كه عثمان بن عفان بخلافت نشست عبد اللّه بن عامر بن كريز را در سال 28 هجرى بولايت بصره فرستاد . و در سال 30 هجرى عبد اللّه بن عامر بر خراسان ايلغار كرد و سپاهى بسردارى خليد بن عبد اللّه الحنفى بغز و هرات گسيل داشت ، مرزبان هرات بوسيلهء پيمان صلحى در قبال يكمليون درهم كه با او منعقد نمود ، شرّ آن غارتگران را از خانمان خويش دفع نمود ، و هراة و پوشنگ و بادغيس را از غارت و ويرانى نجات داد . هنگاميكه شوكت و سيطرهء حكومت اعراب در ايران روى بضعف نهاد ، و براى نخستين‌بار پس از انقراض دولت عظيم ساسانى چندين سلسلهء پادشاهان مستقل و كوچك - ملوك الطوايف - مانند : طاهريان ، صفاريان ، سامانيان ، غزنويان ، خوارزمشاهيان در خراسان طلوع نموداند ، شهر هرات در عالم سياست و علم و ادب مقام ارجمندى را احراز نموده است ، و گروه انبوهى از رجال : علم ، ادب ، حديث ، فقه ، فلسفه و حكمت ، شعر او نويسندگان از آن شهر برخواسته‌اند . ( براى شرح احوال علما و نامداران هرات به : انساب سمعانى ، يتيمة الدهر ثعالبى ، طبقات الشافعية الكبرى و غيره رجوع شود ) . از آغاز فتح اسلامى تاكنون تحولات ، تغييرات ، نكبات و سوانح بسيارى بر شهر هرات وارد شده ، و اين شهر چندين بار در اثر حملات اعراب ، قتل‌عام لشكريان تاتار ، تخريبات سپاهيان تيمور و ازبك ، زلزله ، قحط و غلا و بيماريهاى و با و طاعون زير و زبر گرديده است . گاهى بكلّى ويران ، و زمانى در نهايت آبادانى و معمور بوده ، دير گاهى جزئى از قلمرو وسيع حكومت و سلطنت ايران شرقى ( خراسان ) بوده ، و روزگارى بزرگترين مدرسهء علوم و ادبيات و هنرهاى زيباى زبان پارسى درى و پايتخت و مركز سلطنت كشور پهناور آفتاب تابان اعنى خراسان بوده است . جغرافىنويسان و صاحبان كتب مسالك الممالك و جهانگردان در اعصار و ادوار مختلفه و متعاقبه اسلامى كه از اين شهر ديدن كرده هركدام اوضاع آن شهر را چنان كه در زمان او بوده شرح و توصيف كرده‌اند ،